نادیا

DaisypathNext Anniversary Ticker

منوی اصلی

نویسندگان وبلاگ :

**نادیا ** من دلم ميخواهد خانه اي .............. داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش ......... ....... دوستانم بـنشينند آرام ............گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد......... ......... وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن........... ......... شستشوي دلهاست ........شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست .........بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار..... ............مينويسم:اي يار خانه دوستي ما اينجاست ... تا كه ديگر نگويد سهراب : خانه دوست كجاست ؟
نادیا


آرشیو وبلاگ :
اسفند ۸۸
اسفند ۸٧
امرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦


لینک دوستان :
در هیاهوی زندگی
بانوی آریایی عزیزم
زندگی من
دلتنگیهای مونی
افیلیا
من و همسرم عاشقانه هم را دوست داریم
یه دل خاکی با کلی پاکی
آسمون خانوم و آقای ماه
همراه مخملی
پروشات من
گوبولی
گلبانو
این حال من بی تو
حس زیبای زندگی
خیال تو
مهرناز
فصل سرد

<>



بازدید :

آمار وبلاگ :

rss feed
       

یک بار دیگه بهم ثابت کردی که یار روزهای غم و درد و رنج آدم‌ها نیستی‌.. منم جزو همون آدم‌ها...نه یک پله بالاتر... نه یک پله پایینتر ... متاسفم.. برای خودم... برای تنهاییم تو روزهای پر از غم



   یه دنیا دلم گرفته   

زمان نمیگذره....

این نفس لعنتی هم بند نمیاد...

از عید متنفرم..... بدون عیدی مادر...

مامان پاشو باز اولین نفری باش که منو بغل میکنه میبوسه و عیدی میده. مامان... مامان تو حسرت شنیدن صدات دارم میسوزم...

مادرم پنجره را دوست نداشت

با وجودی که بهار

از همین پنجره می آمد و مهمان دل ما میشد

با وجودی که همین پنجره بود

که به ما مژده باز آمدن چلچله ها را میداد

مادرم پنجره را دوست نداشت

مادرم می ترسید که لحاف

نیمه شب از روی خواهر کوچک من پس برود

یا که وقتی باران می بارد

هر زمستان سرما

روی پیشانی مادر خطی از غم می کاشت

پنجره شیشه نداشت .



   دلم برای صدات تنگ شده مامان   

مادرم از این دنیا پر کشید و رفت.

13 آذر بهم خبر دادند که مامان سکته مغزی کرده و تو اتاق عمله. بلیط رو همون شب گرفتیم و فرداش بالای سرش بودم. خونریزی وسیع مغزی کرده بود...دکتر گفت دو تا عمل روی مغزش انجام شده و موفقیت آمیز بوده و از فردا صبح کم کم به هوش میاد.

از فردا به انتظار هوشیاری کامل مامان بودیم. این انتظار مرگبار 2 ماه طول کشید و مامان تو سن 55 سالگی بعد از 62 روز که تو آی سی یو بود از پیش ما برای همیشه رفت.من تو حرم امام رضا بودم که بهم این خبر رو دادند.... روز خاکسپاری مامان 17 بهمن _روز تولد من_ بودگریه.تنها چیزی که منو سرپا نگهداشته اینه که ما هم موندنی نیستیم و یه روز میریم پیشش. همون حرفی که مامان بعد از مرگ بابا بهمون گفت و مارو آروم کرد. روحت شاد مامان خوبم هرچند هنوز باور نمیکنم رفتنتو.

من 22 اسفند_ بعد از سه ماه و نیم که بدترین روزهای زندگیمو تو ایران گذروندم _برگشتم. حالم خوش نیست ولی به خاطر همسرم جلوی خودمو میگیرم و سعی میکنم حداقل زندگی رو به کام اون تلخ نکنم.

اگه مایل بودید برای شادی روحش فاتحه بخونید.

خیلی سخته....خیلی...

سال نو پیشاپیش مبارک. سال خوبی داشته باشید.

دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر، کجاست گهواره ی من

نگو بزرگ شدم نگو که تلخه
نگو گریه دیگه به من نمیاد
بیا منو ببر نوازشم کن
دلم آغوش بی دغدغه می خواد

تو این بستر پاییزی مسموم
که هر چی نفس سبزه بریده
نمی دونه کسی چه سخته موندن
مثل برگ روی شاخه ی تکیده

دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر ، کجاست گهواره ی من

کجاست مریم ناجی ، مریم پاک
چرا به یاد این شکسته تن نیست
تو رگبار هراس و بی پناهی
چرا دامن سبزش چتر من نیست

دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر ، کجاست گهواره ی من





   حقایقی تلخ در مورد مردان!!!!   

▪ مردان خوب، زشت هستند.

▪ مردان خوش قیافه، خوب نیستند.

▪ مردان خوب و خوش قیافه به جنس موافق تمایل دارند.

▪ مردان خوب، خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.

▪ مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی خوبند، پولدار نیستند.

▪ مـردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی پولدار و خوبند، تصور می کنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستیم.

▪ مردان خوش قیافه و بی پول، بدنبال پول ما هستند.

▪ مردان خـوش قـیافه، که آنچنان خوب نیستند و تا حدی به جنس مخالف علاقمندند، تصور نمیکنند که ما به اندازه کافی زیبا هستیم.

▪ مردانی که تصور می کـنـنـد مـا زیـبـا هستـیم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدی خوش قیافه و پولدار هستند، آدمهایی ترسو و بزدل میباشند.

▪ مردانی که تا حدی خوش قیافه هستند، تاحـدی خـوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتی هسـتند، و هرگز اولین قدم را برنمی دارند ( برای آشنایی پیش قدم نمی شوند).

▪ مردانی که هرگز قدم اول را برنمیرارند، زمانی که ما پیشقدم می شـویم، اتوماتیک وار علاقه را در ما از بین میبرند.



   عیدتون مبارک   

سال نو همگی مبارک دوستهای خوبم.

امیدوارم تو سال جدید به همه خواسته های قلبیتون برسید و همیشه سالم و شاد باشید.

دوستتون دارم.



   اندکی صبر سحر نزدیک است   
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه گذاشتن سدی در برابر رودیست که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن یک همراه واقعیست که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست.


   ولنتاین مبارکککککککککککککک   

Happy Valentine's Day

این گل تقدیم به شما.روز ولنتاین رو به همه شما دوستای خوبم تبریک میگم و امیدوارم امروز در کنار عشقتون و یا دوستانتون بهتون خوش بگذره.

این هم تقدیم به عشقم آقای همسر. خیلی دوستت دارم عزیزم. بووووووووووووووووووس و بغلللللللللللللللللللل

 Valentine's Day



   تولد   

من حالم خوبه دوستای خوب من.

امروز روز تولدمه. پس ..... دستا همه بالا. برقصید همه یالا 

تولدم مبارک.

مرسی تارا جونم که به فکرم بودی و تو وبلاگت تبریک گفتی.

دوستتون دارم.



   سحرخیز باش تا کامروا باشی.   
ساعت ۴،۴۰ صبح امروز رو هیچ وقت یادم نمیره اما...

از اونجا که این پست تف سربالا بود پاکش میکنم. آنی جون مرسی  از نظرت دوست عزیزم.

یک روز رسد خوشی به اندازه‌ی کوه، یک روز رسد غمی به اندازه‌ی دشت، افسانه‌ي زندگی چنین است عزیز... در سایه‌ی کوه باید از دشت گذشت.



-->